خدا مرا سنگ آفرید
که خستگی دستهایت را بوسه بزنم
کشیدگی بازوانت را
پرت تانگ ها شوم
خدا مرا زیتون آفرید
تا بلندی قامتت را قد بکشم
بارور باشم و
طول و عرض مقدس دستهایت را باور کنم
خدا مرا رود آفرید
تا خستگی چشم هایت را گریه کنم
پخش رگ هات شوم
رگ گونه هات بمانم
خدا مرا بیابان آفرید
تا در بی پناهی ام ماوا بگیری
بی کسی هایت را
شریک خستگی هایت باشم
خدا مرا فلسطین آفرید
تا از کرانه های غربی دامنت
" دوستت دارم" پرتاب کنی
تا از صلبی سنگ هام
کلمه های مقدس زیتون برویاند
و رودها پناه بی پناهی بیابان هایم باشند
خدا مرا فلسطین آفرید
شعر از: هاشم کرونی