جستجو ویژه
چهارشنبه 19 بهمن 1390 

ویژه
رژیم صهیونیستی ازحمله به ایران میترسد
اسراییلی‌ها میدانندعواقب یک اقدام نظامی،مشخص نیست واین حرکت میتواندصرفاشرایط راوخیمترکند.
رهبر ایران مقابل غربی‌ها ایستاده است
آیت الله خامنه‌ای تنها صدایی که ندای آزادی قدس را سر می‌دهند.
تردید فلسطینان نسبت به توافقنامه دوحه
نوعی سرخوردگی درمیان مردم فلسطین بوجودآمده است ومردم به توانایی جنبش‌های...

آخرین اخبار

امت مسلمان دربهارامت اسلامی اتحادخودراحفظ کنند
یک جوان فلسطینی 10 صهیونیست را زخمی کرد
کمک های مردم مالزی برای غزه
تلاش رژیم صهیونیستی برای احداث پایگاه هوایی در قبرس
در انتخابات ریاست تشکیلات خودگردان نامزد نمی‌شوم
اعلام آمادگی کویت برای مشارکت در بازسازی غزه
ترویج ایران هراسی در منطقه،توطئه ای غربی وصهیونیستی
کلینتون:اسرائیل همچنان براه حل ایجاددوکشورپایبنداست
ادامه حفاری های درقدس
اعتصاب غذا و روحیه بالای عدنان در زندان اسرائیل
بیداری اسلامی منطقه ثمره یکدلی امت اسلامی
حالوتس:از تغییر موضع ترکیه استفاده کنیم
فرمانده جدید نیروی هوایی اسرائیل کیست؟
معرفی دولت انتقالی فلسطین در18فوریه
رهبر سابق اخوان المسلمین به غزه می رود
حمله نیروهای دحلان به دفتر فتح در الجزائر
همکاری اطلاعاتی قطر با اسرائیل در جنگ ۳۳روزه
هالیوود تحت سیطره لابی صهیونیست
سرقت منابع گاز لبنان توسط رژیم اسراییل
حضور موثر موساد در شمال عراق


 
 
 پژوهش و اسناد
تاثیرانتفاضه بررژیم صهیونیستی (11) اعتدال وافراط یهودیان  
1388/09/23

اما به رغم آنچه گذشت ، چنانچه حوادث انتفاضه را در مطبوعات رژیم صهیونیستی بررسی کنیم و به تاثیر آن بر جامعه اسرائیلی توجه کنیم ، با تصویری کاملا متمایز روبرو می شویم و با اعتماد به نفس ، به قابلیت و توانمندی خویش برای سیطره بر دشمن ایمان خواهیم آورد .

برای آگاهی از تاثیر انتفاضه بر اوضاع جامعه اسرائیلی ، لازم است ابتدا چهره جامعه صهیونیستی را پیش از شکل گیری این جنبش ، از دریچه مطبوعات این رژیم ، ملاحظه کنیم .

صهیونیست ها طی هفت سال دوران خوش و شیرین 1993 تا 1999م. (یعنی از مذاکرات صلح اسلو تا قیام انتفاضه دوم مسجد الاقصی) براین گمان بودند که به زودی خواهند توانست از طریق حکومت خودگردان ، اقتدار و سیطره خود را بر ملت و سرزمین فلسطین تحکیم بخشند و قدرت و سیاست را از دست ایشان خارج سازند . این قدرت را با پرداخت رشوه های خاتمه یافته و تشکیل یک حکومت خودگردان را عامل پایان یافتن حیات سیاسی فلسطینیان در اراضی اشغالی می دانستند .

صهیونیستها اطمینان داشتند که حکومت خودگردان ، درعین حالی که می تواند توده های فلسطینی را خشنود سازد و تحت خیمه ای گرد آورد ،احساسات دینی و ملی آنان را نیز آرام و کنترل نماید. این امر موجب می شد که فلسطینیان در قلمرو حکومت خودگردان ، به واحدهای اقتصادی و تولیدی و مصرفی تبدل شوند و یا نگاه محض اقتصادی به همه چیز ، عزت و کرامت و وطن را به فراموشی سپارند و تنها به بهبود وضع معیشت خود بیندیشند . طبیعی است که در چنین حالتی می توان با پرداخت رشوه های دیگر ، آنان را در این مسیر ، بیشتر و بیشتر به جلو سوق داد .

این رویای شیمون پرز بود درباره آن چه وی خاورمیانه جدید می نامید . غربیان و صهیونیست ها با نشان دادن "در باغ سبز" به ملت فلسطین ، از تبدیل فلسطین / اسرائیل و اردن به یک سنگاپور و هنگ کنگ در خاورمیانه سخن گفتند : یعنی ملتی فاقد تاریخ (!) و با جمعیتی اندک ، اما از نظر تولید ، در سطحی بسیار بالا و به لحاظ درآمد اقتصادی و سطح زندگی در عالی ترین حد ممکن ، به طوری که نگاه سران اقتصاد مصرفی جهان بدان دوخته شود . در این صورت ، هر کس که در برابر این طرح ایستادگی کند ، نیروهای انتظامی تحت امر حکومت خودگردان ، موظفند که او را ادب کنند و یا در صورت لزوم ، وی را از میان بردارند .

این بدان معناست که اساسا رابطه رژیم صهیونیستی با حکومت خودگردان (به موجب توافقنامه اسلو و در تصور صهیونیست ها) رابطه استعماری رقم خورده است ؛ به طوری که این رژیم ، نقش دولتی امپریالیستی را ایفا می کند و حکومت دست نشانده را مستقیما با نیروهای نظامی خویش و یا به طور غیر مستقیم با نیروهای بومی حاکم ، به نفع خود به کار گیرد .

این گونه بود که حکومت خودگردان فلسطین موظف شد تا نقش دولتی را ایفا کند که با سلطه مهار شده خود و ارتباط با توده های فلسطینی ، این ملت را در جهت تامین منافع و مصالح دولت امپریالیستی سوق دهد .

صهیونیست ها در پی این رویای شیرین ، به آرامش رسیدند و احساس کردند که از این پس خواهند توانست در ساخت و ساز شهرک های صهیونیستی ، گام های بلندتری بردارند و به توسعه و بهبود آن بپردازند و بدون هیچ هزینه ای از زندگی خوش و راحتی بهره مند شوند .

این احساس آرامش کاذب تا آنجا قوت یافت که پیش از آغاز انتفاضه ، "شورای منطقه ای" با انتشار یک نقشه سیاحتی و جهانگردی از شهرکهای دشت اردن ، هیچ نشانه ای از روستاها و شهرهای غربی در آن باقی نگذاشت ؛ گویی اساسا چنین مناطقی وجود ندارد .

به موجب این نقشه بی اساس ، مناطق مزبور امن ترین نقاط جهان محسوب می شد . واقعا "سرزمین بدون ملت" و یا به عبارتی دیگر ، سرزمینی که ملتش چنان در غل و زنجیر گرفتار آمده اند که می توان آن را استثمار کرد و بازی داد .

ادامه دارد...