جستجو ویژه
یکشنبه 16 بهمن 1390 

ویژه
ابومازن مانع آشتی ملی درفلسطین
الان مسئله تشکیل دولت به ابو مازن بستگی دارد و اوست که باعث تعلیق تشکیل دولت شده است.
مظلوم نمائی رژیم صهیونیستی
فرانسه هشداردادادامه تجاوزات تل آویوبه غزه ممکن است باعث شروع جنگی دیگردرمنطقه شود.
هشدار موسسه الاقصی نسبت به ساخت وساز و حفاری ها در نزدیک و زیر مسجد الاقصی
ساخت باغهای یهودی به منظور تغییر ماهیت تاریخی و باستان شناسی مسجد الاقصی و یهودی سازی قدس

آخرین اخبار

تظاهرات فلسطینی ها مقابل کنسولگری فرانسه+تصاویر
تلاش هالیوود برای ارائه تصویری مثبت از صهیونیسم
سوئیس حماس راازلیست"گروه‌های تروریستی"حذف کرد
بدون فشاربراسرائیل روندصلح پیشرفتی نخواهدداشت
رایزنی‌ ابومازن وپادشاه اردن درباره ادامه مذاکرات
انفجارخط لوله گازمصر به اسراییل برای دوازدهمین بار
قدس و محاصره غزه محور مذاکرات هنیه با پادشاه بحرین
سخنان رهبری ایران، نابودی اسرائیل را نزدیک‌تر کرد
تشکیل دولت فلسطینی تنهاازراه مذاکرات سازش
تمدید حکم بازداشت نمایندگان فلسطینی
تحصن فلسطینیان تا پایان اعتصاب غذای خضر عدنان
نگرانی رژیم صهیونیستی از ترس از انتقام ایران
افراطیون صهیونیست باید دست ازتنبلی بردارند
اعتصاب غذای اسرافلسطینی درهمبستگی باخضرعدنان
کمک های قطر به دانش آموزان غزه
حمله صهیونیستها به مسجدی در رام الله
دیدار ابومازن، مشعل و هنیه در قطر
برنامه رژیم صهیونیستی برای زمینهای ارامنه در قدس
نگرانی شاباک از موشکهای پیشرفته گروههای مقاومت
بازداشت دختر وزیرجنگ سابق اسراییل در امریکا


 
 
 جامعه صهیونیستی
جامعه شناسی سیاسی اسرائیل ( 3)  
1386/09/28
این حقیقت تاریخی بیانگر ماهیت غربی جامعه اسرائیل می باشد که با نگاه به هر گوشه از این پدیده سیاسی می توان شاهدی برای صحت آن یافت.به عنوان مثال،اساسا صهیونیسم با اتخاذ سیاسی مبتنی بر تبعیت از سیاستهای کلان دول قدرتمندی همچون آمریکا و انگلیس موفق می شود تا دولتی را در اسرائیل تاسیس کند.لذا با رجوع به عوامل به کار گرفته شده در این حوزه می توان به خوبی نحوه حضور فرهنگ و سیاست غربی را در عرصه دولت سازی اسرائیل مشاهده کرد.

پس از بررسی مسائل و معضلات مربوط به هویت سیاسی در اسرائیل قصد داریم در این بخش به موضوع ماهیت اجتماعی اسرائیل نظری داشته باشیم.
ماهیت اجتماعی
از منظر جامعه شناختی،جامعه اسرائیل در درون خود فرایندهای متناقضی را جای داده است که رفع آنها به سادگی میسر نیست.اسرائیل اساسا پدیده ای به حساب می آید که با استعانت از عناصر فرهنگ غربی  تکون و رشد یافته و این به خاطر مشکل هویتی است که سابق بدان اشاره کردیم.لذا فراتر از آنکه یهودی بودن آن،دولت اسرائیل را نزد اعراب ماهیتی بیگانه و غیر آشنا جلوه می دهد،وجود این جوهره غربی نیز مضاف بر علت شده و این حالت بیگانگی را تشدید می کند.«ریچ» و «کیوال» در شرح این معضل بیان کرده اند که جامعه اسرائیل در یک دوگانگی خیلی شدید قرار دارد.از یک سو متعلق به فرهنگ غربی است و جوهره فرهنگ غربی در درون مسائل اقتصادی و سیاسی آن جریان دارد و از سوی دیگر در بستر جغرافیائی و جمعیتی ای قرار گرفته که با این جوهره در تعارض است.با رجوع به امواج مختلف مهاجرتی به فلسطین معلوم می شود که مهاجران اولیه با هجرت از غرب و ورود به فلسطین اندک اندک بنیان شیوف را بر پایه نگرشهای غربی استوار می سازند و در درون این ساختار است که سازمانها،احزاب،اتحادیه ها و دیگر تشکیلات سیاسی – اجتماعی نضج می گیرند.همین سیستم متعاقبا قوت یافته و مهاجران بعدی موظف به تبعیت از آن می گردند.
این حقیقت تاریخی بیانگر ماهیت غربی جامعه اسرائیل می باشد که با نگاه به هر گوشه از این پدیده سیاسی می توان شاهدی برای صحت آن یافت.به عنوان مثال،اساسا صهیونیسم با اتخاذ سیاسی مبتنی بر تبعیت از سیاستهای کلان دول قدرتمندی همچون آمریکا و انگلیس موفق می شود تا دولتی را در اسرائیل تاسیس کند.لذا با رجوع به عوامل به کار گرفته شده در این حوزه می توان به خوبی نحوه حضور فرهنگ و سیاست غربی را در عرصه دولت سازی اسرائیل مشاهده کرد.عواملی از قبیل:
_ استفاده از اشتراک هدف موجود بین صهیونیسم و دول اروپائی و ایالات متحده آمریکا در مبارزه با نازیسم.
_ استفاده از نفوذ و سلطه انگلیس،دول اروپائی و آمریکا در خاورمیانه ی عربی.
_ استفاده از وحدت و یگانگی عناصر فرهنگی- سیاسی صهیونیسم با عناصر متعلق به فرهنگی اروپائی،آمریکائی که تماما در کنار تلاشهای دیگری _ همانند عوامل نژادی و تاریخی و ..._به کار گرفته می شوند تا دولت اسرائیل امکان ظهور بیابد.
بدین ترتیب ملاحضه می شود که جامعه اسرائیل از بدو تولد تاکنون دچار نوعی تناقض در درون خود بوده که با گذر زمان شکل حادتری به خود یافته است.بدین صورت که گستره این معضل از سطح داخلی و روابط فیمابین اعراب فراتر رفته و به سطح بین المللی رسیده است.
مطابق این دیدگاه،جایگاه بین المللی اسرائیل مورد سوال قرار گرفته و معلوم نیست که اسرائیل به چه جهانی تعلق دارد جهان اول،دوم و یا سوم؟اساسا وجود عناصر غربی در این جامعه اگر چه توان پیشرفت را به آن داده اما بستر جغرافیائی این رشد با بستر غربی متفاوت است و این هماهنگی نوعی سردرگمی را در مقام پاسخ به سوال فوق منجر شده است.
«علی اصغر حاج سید جوادی»با تفطن نسبت به همین مشکل اجتماعی است که دولت و قدرت سیاسی اسرائیل را مورد نقد و کاوش قرار داده و اظهار می دارد:«موقعیت جغرافیائی» به عنوان بستر فعالیت دو عنصر قدرت سیاسی جامعه اسرائیل – یعنی پایه نژادی و مذهبی و پایه مربوط به فرهنگ غربی- اساسا هرگز مناسب نیست.بقای رژیم در گرو تخفیف تعارضات موجود بین دو پایه فوق الذکر است.به عبارت ساده تر،طبقه اداره کننده یا همان بروکراتها و تکنوکراتهای یهودی در اسرائیل باید به نحوی بین تربیت مبنی بر ارزشهای غربی و اروپائی و علقه های احساسی و خانوادگی سنتی خود جمع کنند و یا اینکه یکی را به نفع دیگری اصلاح ویا رها کنند.راه حلهائی که اخذ هر کدام به نحوی در مشروعیت و حیات سیاسی نظام اجتماعی اسرائیل تاثیر خواهند گذارد.
در بخش آینده به بررسی موضوع حقوق اجتماعی در اسرائیل خواهیم پرداخت.