جستجو ویژه
شنبه 13 تير 1388 

ویژه

آخرین اخبار

زندگینامه یوکیا اومانو ؟
ابتکار حماس برای ترویج فرهنگ قرآن
انتقاد سازمان ملل ازتوقف کشتی غزه
سفیر فرانسه در دمشق را بهتربشناسیم
سفیر جدید آمریکا در دمشق کیست؟
انتقاد حماس از گزارش عفو بین الملل
انتقاد از دیداربرخی شخصیتهای عربی با پرز
شهادت دختر17ساله فلسطینی در غزه
دیدار اسدوملک عبدالله دوشنبه دردمشق
28 جولای؛ تحقق آشتی ملی فلسطین
مسوول پرونده "شالیط" استعفا کرد
بازی دوستانه باشگاههای برزیل درفلسطین
تلاش سارکوزی برای فرارازسرنوشت بوش
اعتراض شدید لیبرمن به نیکولا ساراکوزی
تاکید عمرو موسی بر آزادی"روح بشریت"
دیده بان حقوق بشر،اسرائیل را محکوم کرد
یک وزیر دولت سلام فیاض استعفا کرد
دادگاه اسپانیا تسلیم فشار اسرائیل شد
آمریکا موافق شهرکسازی اسراییل شد
جشنواره مطبوعات،میعاد رسانه با مخاطبان


 
 
 تحلیل و تفسیر
منشأ توراتی سیاست خارجی دولت بوش  
1387/03/04

خبرگزاری قدس؛گروه پژوهش :

جرج بوش رییس جمهور آمریکا در دومین سفر خود طی چهار ماه گذشته (2008) وارد سرزمین های اشغالی فلسطین شد و به زعم خود در مراسم جشن شصت سالگی تاسیس اسراییل شرکت جست. آنچه در این سفر صرف نظر از مسایل سیاسی و استراتژیک مورد توجه ویژه اصحاب جراید قرار گرفت سخنان آتشین وی در کنیست (پارلمان) رژیم صهیونیستی در حمایت از این رژیم بود که ناظران سیاسی از ان به عنوان "سخنان توراتی" تعبیر کردند. رییس جمهور آمریکا که به رغم اندیشه هایش ناچار به پذیرش دولت فلسطینی در سرزمین های فلسطین شده است این سرزمین ها را وطن ملی یهودیان نامید و پیش بینی کرد که فلسطینی ها در نهایت نابود و اسراییل طی 60 سال اینده به شکوفایی خواهد رسید. صرف نظر از اینکه ناظران سیاسی این سخنان را اقدامی تبلیغاتی و احساسی نامیدند اما در مقاله حاضر سعی شده است ریشه های توراتی و تلمودی سیاست خارجی دولت جرج دبلیو بوش مورد بررسی قرار گیرد:  
    رؤسای جمهور آمریکائی که پی درپی بر کاخ سفید حاکم شده اند، همواره از احساسات مذهبی مردم برای پیشبرد هد ف های خود بهره برداری نموده و در حال حاضر هم می توان گفت که جداسازی قانونی میان نهادهای دولتی و نهادهای مذهبی در ایالات متحده هنوز نتوانسته صورت بگیرد، که بتوان براساس آن ادعا کرد، این کشور توانست دست به جداسازی حکومت با مذهب بزند، بلکه این موضوع همچنان مورد بحث و تبادل نظر مانده است. به علاوه، متدینین آمریکائی تورات ویژه خود را دارند که همان قانون اساسی اولیه آمریکا می باشد و از سوی آمریکائیان اولیه نوشته شده است.
    اکنون مسیحیان راستگرا کنترل دولت «جرج بوش» و حزب جمهوریخواه آمریکا را در اختیار دارند و اهداف دینی خود را بر آنان تحمیل می کنند و ادعا دارند که اسرائیل همان سرزمین موعودی است که خداوند آنرا در سرزمین فلسطین به یهودیان وعده داد و به علاوه معتقد هستند مسیح(ع) فقط در صورتی ظهور خواهد کرد که تمامی یهودیان در فلسطین گردهم آیند و نبرد «آرماگدون» اتفاق بیافتد که طی آن مسیح(ع) تمامی نیروهای شرارت را از میان خواهد برد. اینان عقیده دارند آنچه که هم اکنون در سرزمین فلسطین روی می دهد تنها مقدمه ای برای وقوع چنین رویدادی است. بسیاری از یهودیان با اندیشه های آنان مخالف هستند، ولی یهودیان محافظه کار منافع خود را در پیروی از این اندیشه دیده اند.
    از نگاه مسیحیان راستگرا، انتخابات سال 2000 ریاست جمهوری آمریکا به عنوان گامی برای بازگشت به سوی خداوند شناخته شد و بوش اعلام کرد که فیلسوف برتر مورد قبول وی یسوع مسیح است و به دنبال آن هم رویداد 11 سپتامبر 2001 بر همبستگی میان نئو محافظه کاران و اصولگرایان افزود: این رویداد به مطرح شدن «کشمکش تمدن ها» انجامید که به عنوان یک پیش بینی طبیعی از سوی آنان تلقی گردید و براساس آن، اسلام همان امپراتوری شرارت خوانده شده است.
    سیاست خارجی آمریکا روی سه اصل «ثروت، مذهب و قدرت استوار است و سیاستمداران، ثروتمندان و مذهبیون آمریکا براین پندار هستند که خدمت به منافع این کشور فقط در صورت ائتلاف میان این سه امکان پذیر است.
    طرح امپراتوری آمریکا برای تسلط بر جهان درحقیقت براساس گردآوردن تمامی مردم کره زمین یک جامعه آرمانی استوار گشته است که باید از راه های مسالمت آمیز و یا حتی زور و بکارگیری قدرت برقرار گردد. براساس این پندار، وظیفه آمریکا رهبری جهانیان به سوی اصلاح اجتماعی و اندوختن ثروت از راه های گوناگون است.
    پندار هیئت حاکمه آمریکا درباره جهان برسه محور :1- فرهنگ، تمدن و مذهب 2- محور جغرافیای سیاسی با هدف تسلط بر منابع و ثروت های جهان 3- بکارگیری زور و قدرت، از جمله سلاح هسته ای شیمیائی و میکروبی استوار است. دولت کنونی آمریکا سیاست برانگیختن احساسات ملی مردم این کشور برای رویاروئی با خطرات احتمالی ادعائی و بهبود اقتصاد کشور از طریق تمامی راه های ممکن را دنبال می کند.
    براین اساس، عملیات نظامی آمریکا در عراق را تنها نمی توان در ارتباط با مسائل اقتصادی و یا هدف های ژئوپولتیک دانست، بلکه سیاست های دولت بوش از اندیشه های توراتی سرچشمه می گیرد از این رو می توان گفت که سیاست آمریکا بر نبرد حتمی میان مسیحیت و یهودیت (طرفداران صهیونیسم مسیحی) از یک سو و اسلام از سوی دیگر پایه ریزی شده است. این پندار پس از فروپاشی اتحاد شوروی درسال 1991 صورت عملی به خود گرفت و سازمان های مسیحی صهیونیست از آن پشتیبانی کردند، تا آنجا که این سازمان ها مدعی هستند با پیروزی براسلام و مسلمانان، تهدیدها پایان خواهد یافت و بنابراین، آنها سعی می کنند که مسلمانان را به هر طریق که شده شکست دهند و نبرد «آرماگدون» را واقعیت بخشند.
    بسیاری از سیاستمداران آمریکائی معتقد هستند که خاورمیانه و یا به زبان مخصوص خود آنها، شرق مسلمان و عربی، به ویژه ایران، عراق و سوریه، دشمنان دیرینه اسرائیل می باشند.
    تشکیل اسرائیل در سرزمین مسلمانان، آیه سوره اسراء در مورد فروپاشی دولت یهود بیاد می آورد که در آن بطور مفصل به ذکر اقدامات فساد برانگیز بنی اسرائیل می پردازد.
    بوش تاکنون بارها ادعا کرده است که روز خود را با خواندن کتاب مقدس و به ویژه تورات عبری آغاز می کند و کتاب کشیش «چامبرز» که درسال 1917 در مصر فوت کرد، از کتاب های مورد علاقه وی می باشد. «چامبرز» دراین کتاب از سربازان انگلیسی و استرالیائی شرکت کننده در جنگ دوم جهانی درخواست کرد به بیت المقدس حمله کرده و آن را به تصرف خود در آورند و مسلمانان را از آن بیرون برانند. بوش نیز مدعی شد که حمله وی به افغانستان و عراق با دستور آسمانی صورت گرفته است.