دوست دارم شعرنوشتن در باره عشق را
نقاشی قوس و قزح رنگین کمان و پروانه ها را
دوست دارم بوئیدن جوانه گل رز را
و نیز رقصیدن؛
رقصیدن با ملودی آواز پرندگان
دوست دارم چشمهایم را ببندم و لبخند زدن کودکان را
کودکانی که تفنگ بر سر آنها نشانه نرفته باشد را ببینم
به آنها از داستان و افسانه پریهای سرزمینهای دور دست
فارغ از شلیک گلوله و یا موجی از لبخند بگویم
ولی
چطور می توانم؟
خنجری در قلب من است
من زخم خورده ام
زخم خورده و آسیب دیده
با دلی پر از خون جگر
من درحال فریاد زدنم
فریاد سر می دهم:
آی بشریت! کجائید؟
من در زیر چشمهای نظاره گر شما
در حال قتل رسیدن هستم
من سردم شده است. احساس سرما می کنم
فریاد می زنم
فریاد سر می دهم
بشریت کجائید؟
چرا رو برگردانده اید؟
چرا همچنان به سمتی دیگر خیره شده اید؟
من اینجا هستم
افسرده و بی حال
در کوچه و پس کوچه های غزه
آی بشریت! کجائید
به من نگاه کن
به من نگاه کن
من همینجا هستم
در کوچه های غزه
فریاد سر می دهم
فریاد می زنم
بشریت
بس است دیگر نگاه کردن به سمت دیگر
ترجمه: سیروس شیرزاد
منبع: شعر برای فلسطین (poetry for Palestine)