خطابه
سنگ ها را دوست دارم
از آن رو که آرامش یهودا را
به بازی می گیرند
ابرها را می تکانند
و رودها را
در کوچه های پرخاش
سر ریز می کنند
سنگ
ابابیل آسمان فلسطین است
چفیه را دوست می دارم
از آن رو که زخم سیب زاران را
می بندد
کتف صنوبران را
در شهودی رازناک ، به بوسه می سپارند
در روز حادثه
چونان پرچمی بر روی سیم های خاردار
به اهتزاز در می آیند
و بو شهادت را
برای مادران بیکرانه به سوغات می برند
چفیه
نام خطابه باران است
***
سربندها را دوست می دارم
از آن رو ، که نام دیگر عاشوراست
"فرات" را
به "رام الله" می برد
"علقمه" را ، به "بیت حانون"
و نام "خون خدا" را
با گاهواره های سرخ ، مکرر می کنند
سربند
پیشانی زلال فلسطین است .
***
تو را دوست می دارم
ای سرزمین مادری زیتون
که از سنگ ها ، ترانه بر می آوری
از چفیه ها و سربندها
خطابه ی عاشورا
عباس باقری
برگرفته از کتاب سنگ های پرنده ( اثر جدید خبرگزاری قدس ( قدسنا)