یکی باید خودش را میان شما منفجر کند
سطر سطر شهرکهای متروک را
خاکستری از شگفتی و سوال
بپاشد به بزرگراههای حیفا
یکی باید عطر اساطیری شب بو ها را
بوته بکارت و زیتون و نان را
با جزء جزء گیج گر گرفته اش
بپیچد به دور موشکی
از سواحل سیلی خورده
در جریان باد
CNN
از نام مرکاوا خوشش میاید
و از نام نیل که مبارک است
آه، سنت آگوستین قدیس!
انگشت های غسل تعمید ندیده ما
دینامیتهای خدا نشناسی هستند
که تالار های پر نخوت شنبه را
شعله ور خواهند ساخت
موسا
با عمامه مشکی
دستش را از زیر عبا بیرون می آورد
و المنار منور میشود
عصا
به شمال شعبده بازان می افکند
و اتحادیه عرب شکاف بر میدارد
شکاف بر میداردCNN
و سازمان ملل...
سید حسن!
هنه نای تنها!
بوته شناور در بیابان طوی!
سنگفرشهای خاکستری سرد را
با سرنوشت دندانهای خرد شده
با لخته های معظم خون
با اسامی حیران در باد پیچیده
آشنا کن
با سرنوشت عصر های آرامشی که نیست
با شادمانه جیغ کودکانه ای
که در قانا ربوده شد
سید حسن!
ای ترکش مصمم پر سوال!
ای انفجار شریف باروت!
کمال رستمعلی
هنه نا(البالوی کوهی)درختچه ای است بسیار مقاوم که در مناطق صعب العبور دامنه البرز می روید جائی که هیچ گیاه دیگری را یارای روئیدن نیست از این رو هنه نا همیشه تنهاست.هنه نا برای چوپانان بسیار مقدس و محترم است