رادارها
کاری به کار مرغ های دریایی ندارند
حتی اگر آن ماهی
روح دخترکی باشد
که از هواپیمایی مسافربری
به آب افتاده باشد
از مرغ های دریایی
از ماهی ها
از پریان
از موج ها
که لجوجانه و کودک وار
سر به سینه ناو های غریبه می کوبند
بپرس و برایم بنویس
این آمریکا چیست؟
عبدالحمید!
که پشت همه دیوار های خانه ما
کمین کرده و با دوربین های هیز نظامی اش
شانه ها و گیسو های درختان ما را دید می زند
چیست این آمریکا؟
که بعضی ها با یک بغل ریش
از خدا نمی ترسند و از آمریکا می ترسند
درست است
که من بیشتر از تو
هواپیما سوار شده ام
اما تو بیشتر از من می فهمی
ناسلامتی تو هر صبح
در رودخانه ای وضو می گیری
که به دریاهای آزاد می ریزد
محکم باش، مرد!
تو از راه رودخانه
به دریا می روی و می آیی
تا زیردریایی های آمریکایی
اشک هایت را بو نبرند
بی خیال کدو ها
که کشتی ها و هواپیما ها
به دوبی و کانادا می برند
بی خیال گلابی های گندیده
قلمت را بردار و از کبوتر ها بنویس
از ماسه های متبرک ساحل
ما برای گریه و تماشای غروب
به دنیا نیامده ایم
و برای شنیدن اخبار BBC و CNN
به دنیا نیامده ایم
تا چرندیات فوکویاما را ترجمه کنیم
صبح نزدیک است و امت واحده باید طلوع کند
بلند شو،
عبدالحمید!
و از چهره سرخ سیب های لبنان بخوان:
"الا ان حزب الله هم الغالبون"
شعری از علی محمد مودب